اول مهر و مهد ستایش عسلی
روز اول مهر مهد شما جشن داشت ساعت٧:١٥ که رسیدیم مهد شما توی ماشین خواب بودی ١٥دقیقه ای منتظر موندم تا خوابت کامل بشه و سرحال باشی،خلاصه خانمم بیدار شد موهاتو مرتب کردم با کلی ذوق از ماشین پیاده شدی وقتی تزئین بادکنکا دیدی کلی سرحال شدی ، خلاصه ساعت ٨:٤٥ که شروع جشن بود پیش گلم بودم و با تاخیر فراوان ساعت٩:٣٠ رسیدم شرکت روز خوبی بود به گل دخترم خوش گذشت.
اینم ورودی مهد ستایش عسلی


شما سریع با دیدن دوربین فیگورای جالبی می گرفتی


قربون این صورت نازت برم که پیداس تازه از خواب بیدار شدی



جشن شروع شد ، این دلقکا
برای خوش آمدگویی ایستاده بودن ، شما از جفتشون تکون نمی خوردی هر بچه ای که میخواست عکس باشون بندازه باید کنار شما می ایستاد 



ستایش جون داره شاهکارای خودشو نگاه میکنه


اینجا ورودی کلاس ستایش که از زیر قرآن رد می شی و از مدیر مهد خانم بریهی گل هدیه گرفتی

مامان جون ایشالا جشن ورودی دانشگاتم ببینیم
دوست دارم


اول مهر و مهد ستایش عسلی
